تبليغاتX
به نام نامی عشق

ساعت ۳ شب بود صدای تلفن،پسری را از خواب بیدار کرد،

پشت خط مادر بود...

پسر با عصبانیت گفت:چرا این وقت شب منو از خواب بیدار کردی...

مادر با بغضی در گلو گفت:فقط خواستم بگم که سالها قبل در همین موقع

تو مرا از خواب بیدار کردی!!!  پسرم تولدت مبارک...

پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد...

صبح که شد سراغ مادرش رفت وقتی داخل خانه شد

 مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت،

ولی مادر دیگر در این دنیا نبود...

 *******---به نظر شما ما جوونهای امروزی طرز رفتارمون با پدر و مادرمون درسته؟؟؟---***** 

نوشته شده توسط مصطفی در سه شنبه 12 تیر1386 ساعت 14:6 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar